تبلیغات
معلمان ایران - گرمای مهربانی

هر شب سحر خورشید را بیدار كردم / عفریت شب را بر فراز دار كردم

گرمای مهربانی

تاریخ:دوشنبه 14 اردیبهشت 1394-07:51 ق.ظ

 گرمای مهربانی


بسیار خواندنی و آموزنده!!

روزی باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم.
آفتاب گفت: چگونه؟
باد گفت: آن پیرمرد را می بینی که کتی بر تن دارد؟ شرط می بندم من زودتر از تو کتش را از تنش در می آورم.
آفتاب در پشت ابر پنهان شد و باد به صورت گردبادی هولناک شروع به وزیدن کرد. هرچه باد شدید تر می شد، پیرمرد کت را محکم تر به خود می پیچید....
سرانجام باد تسلیم شد.
آفتاب از پس ابر بیرون آمد و با ملایمت بر پیرمرد تبسم کرد و طولی نکشید که پیرمرد از گرما عرق کرد و پیشانی اش را پاک کرد و کتش را از تن درآورد.
در ان هنگام آفتاب به باد گفت :
دوستی و محبت قوی تر از خشم و اجبار است.

 در مسیر زندگی گرمای مهربانی و تبسم از توفان خشم و جنگ راه گشا تر است.....
زندگیتان سرشار از مهربانی و تبسم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Why is my Achilles tendon burning?
یکشنبه 12 شهریور 1396 08:45 ق.ظ
What's up i am kavin, its my first occasion to commenting
anywhere, when i read this article i thought i could also
make comment due to this brilliant paragraph.
نازی
دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 08:34 ق.ظ
سلام عزیز انتظار زیادی ازتون ندارم فقط دلم میخواد بهم سر بزنید و نطرتون را بگین ...منتظرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
***