تبلیغات
معلمان ایران

هر شب سحر خورشید را بیدار كردم / عفریت شب را بر فراز دار كردم

نظرسنجی درباره انجمن اسلامی معلمان

تاریخ:یکشنبه 21 اردیبهشت 1393-05:42 ق.ظ

 

به نام خدا-سیاهنویس
انجمن اسلامی معلمان در نگاه معلمان 

لطفا نظر خود را درباره ارزیابی انجمن اسلامی معلمان در كادر نظرسنجی در حاشیه همین وبسایت اعلام فرمایید
 





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بی سواد سیاسی،بدترین نوع بی سواد !

تاریخ:دوشنبه 5 مرداد 1394-08:22 ق.ظ

 بی سواد سیاسی،بدترین نوع بی سواد !


Image result for ‫برتولت برشت‬‎

بدترین نوع بی سواد، بی سوادِ سیاسی است؛
وی کور و کر است.درکِ سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.
او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می گوید که:
"از سیاست بیزار است"!!
چنین آدمِ سبک ‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد، قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبانِ قدرت می‌افزاید!

"برتولت برشت"



نوع مطلب : مسائل تربیتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گم شد دکل نفتی و از آن اثری نیست!

تاریخ:دوشنبه 5 مرداد 1394-06:57 ق.ظ

 گم شد دکل نفتی و از آن اثری نیست

Image result for ‫دکل نفتی‬‎

در دوره محمود و رفیقان وفادار
با آن همه قول و نظر و وعده بسیار
با شخص بقایی و رحیمی گرانبار
با کاسبی بابک زنجانی پر کار!
در دوره نامیدن مردم به خس و خار
با کاپشن ساده تر از هر کت و شلوار
آنقدر هنر ریخت ... که دیگر هنری نیست!
گم شد دکل نفتی و از آن اثری نیست!


***
گفتند که ما تشنه خدمت به جهانیم!
بی منت و پاداش، پی خلق دوانیم!
در پاکی و پیراستگی ، آب روانیم!
مانند عقابیم که دائم نگرانیم
چون دشمنِ کم کاری و تقصیر و زیانیم
ما ، نفت سر سفره مردم برسانیم
دیدیم ولی عاقبت آن را ثمری نیست!
گم شد دکل نفتی و از آن اثری نیست!


***
چون نفت گران بود ، فقط پول شمردند
هر پول که دیدند ز صندوق ستردند!
هر وعده که دادند ، به تاریخ سپردند
گویی که به همراهی چاوز ، همه مردند!
در ظاهر اگر هیچ کجا ، هیچ نخوردند
پرونده شده آنچه که برداشته ، بردند!
حالا ، دگر از هاله زیبا خبری نیست
گم شد دکل نفتی و از آن اثری نیست!



نوع مطلب : روزنوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نصیحت آتاتورک به رضاشاه درباره لزوم آزادی مطبوعات

تاریخ:یکشنبه 4 مرداد 1394-09:30 ق.ظ

خود بخوانید و داوری كنید: 

نصیحت آتاتورک به رضاشاه درباره لزوم آزادی مطبوعات  

 

 

پیام این گفت وگو كه در 81 سال پیش مطرح شده ، هنوز تازگی دارد و متاسفانه هنوز بخش وسیعی از مدیران جامعه ما به ارزش و اهمیت آن پی نبرده اند.


  «ناصر امینی»، روزنامه‌نگاری که در حکومت پیشین دیپلمات شد و آن‌سال‌ها زمانی در سفارت ایران در فرانسه، و چندی هم در سفارت ایران در ترکیه کنسول بوده؛ در کتاب خاطراتی که «روزها در پی سال‌ها» نام دارد، گوشه‌های از پنجاه سال فعالیت مطبوعاتی و ماموریتی خود را نوشته است.  به‌یاد مانده‌هایی که پاره‌ای از آن‌ها قبلا در نشریات خارح از ایران به‌چاپ رسیده بود.

ناصر امینی، در شروع یکی از خاطرات خود با عنوان «نصیحت آتاتورک به رضاشاه» توضیح می‌دهد که در سال‌های نیمۀ دهۀ شصت میلادی کنسول سفارت ایران در استانبول بوده و مدتی را به‌منظور انجام کاری تحقیقی مرتب به کتابخانۀ شهر می‌رفته است.

در آنجا با پیرمرد سفید موی و وارسته‌ای که ایرانی نیز بوده آشنا می‌شود و از او می‌خواهد کمی از گذشته‌های دور ـ و اگر به‌یاد دارد ـ از مدتی که رضاشاه به ترکیه آمده بود، برایش تعریف کند.

پیرمرد که روزگاری با «مستشارالدوله» سفیر کبیر ایران در ترکیه دوستی و رفت و آمد داشته، از بابت این آشنایی در زمان دیدار رضاشاه از کشور ترکیه، در اغلب مراسم و میهمانی‌های رسمی افتخار حضور پیدا می‌کند و خود ناظر و شاهد ماجرایی بوده، شنیدنی.

خلاصۀ نقل آن مرد پیر از خاطره‌ای که تعریف کرده این‌ است که:  

رضاشاه، در روز 21 خرداد ماه سال 1313، وارد ترکیه شد. «مصطفی کمال پاشا (کمال آتاتورک)» در پذیرایی او سنگ تمام گذاشت. آن دو با هم به‌زبان تُرکی صحبت می‌کردند و اغلب نیازی به مترجم نبود. 

روزی از روزها که رضاشاه و آتاتورک مشغول گپ و گفت بودند، در فرصتی بین صحبت‌ها، آتاتورک یکی از روزنامه‌های محلی را که در دست داشت به «عصمت انیونو» نخست‌وزیر وقت که در جلسه شرکت داشت، می‌دهد و در بارۀ یکی از مطالب آن روزنامه سوال می‌کند. آن مطلب در روزنامه، کارمندان یکی از وزارت‌خانه‌ها را متهم به اختلاس و سوء استفاده کرده بود.

رضاشاه، این صحبت را می‌شنود و نمی‌تواند سکوت کند. رو به رئیس‌جمهور ترکیه می‌کند و می‌پرسد:  

«شما چطور به مطبوعات و جراید اجازه می‌دهید که از طرز کار مامورین دولت انتقاد کنند؟»

   و اضافه می‌کند: «من در ایران به هیچ‌یک از جراید و مطبوعات و مجلات ابدا اجازه نمی‌دهم کوچک‌ترین اعتراض و انتقادی از رفتار و عملکردهای مامورین دولتی کنند.»

آتاتورک، پس از قدری تامل در جواب می‌گوید:

  «قبل از این‌که پاسخ آن اعلی حضرت داده شود، خوب است حکایتی را برایتان تعریف کنم. در زمان آلِ عثمان که مردم ترکیه آلوده به اوهام و خرافات بودند، کسب و کارِ رمالی، دعا نویسی، فال‌گیری و جن‌گیری رواج داشت.

روزی خانمی زیبا و طناز به یکی از این رمال‌ها مراجعه نمود و گفت: من شوهرم را دوست ندارم، ولی او برعکس به من خیلی عشق و محبت دارد. می‌خواهم دعایی به من بدهید که محبت من از دلِ شوهرم بیرون رفته و در نتیجه مرا طلاق دهد. 

مرد رمال که مشاهده كرد مشتری متمول و پولداری به او مراجعه کرده، تصمیم گرفت تا آخرین درجۀ امکان از او استفاده كند. بنابراین با وعده و وعید و دادن بعضی دستورات و انجام عملیاتی، قول داد که اگر آن دستورات را انجام دهد، در آینده‌ای نزدیک، محبتِ او از دلِ شوهر بیرون رفته و بالاخره او را طلاق داده و آزاد خواهد كرد.

مدتی بعد، آن خانم مجددا به رمال مراجعه کرد و اظهار داشت که تمام دستورات را انجام داده، ولی متاسفانه نه فقط مفید و موثر واقع نشده، بلکه روز به روز محبتِ او در دلِ شوهر زیادتر شده و او را ناراحت و مستاصل و بیمار كرده است.

مردِ رمال، از یک‌طرف نمی‌خواست که این مشتری متمول را از دست دهد، و از طرفی دیگر وسیله‌ای نداشت که تقاضای او را عملی نماید. بالاخره حیله‌ای به خاطر او رسید. پس به خانم گفت که یک دستور جالبی از استاد پیر خود به‌خاطر دارد و برای آخرین مرتبه به او می‌دهد که اگر بتواند آن‌را عملی کند، حتما از شر شوهر سمج خود رهایی خواهد یافت. 

پس بستۀ کوچکی به او داد و گفت: باید آن ‌را در یکی از شب‌های تاریک در یک قبرستانی دفن کند. ولی به‌ این شرط که در موقع دفن کردن و زیر خاک گذاشتنِ آن دعا، ابدا و اصلا نبایستی که به «گرگ» فکر کند. و اگر در موقع این عمل به گرگ فکر کرد و فکرش متوجۀ گرگ شد، نتیجه عملیات معکوس خواهد بود و محبت شوهر به او چندین برابر خواهد شد.

بیچاره خانم چندین مرتبه فرصت به‌دست آورده و خود را به قبرستانی رسانید، ولی به‌مجرد این‌که خواست دستورِ رمال را عملی و اجرا کند، فورا نه فقط به ‌فکر و خیال «گرگ» افتاد، بلکه منظرۀ گرگِ زنده نیز در مقابل چشم او مجسم شد و از ترس این‌که مبادا عمل او نتیجۀ معکوس داده و محبت شوهر نسبت به او چند برابر شود، از انجام عمل و دستور رمال منصرف شد.

راوی حکایت این دیدار تاریخی، یعنی دوستِ آقای مستشارالدوله ـ که خود شاهد این حکایت‌گویی جنابِ آتاتورک به رضاشاه بوده، اضافه می‌کند: «در پایان این داستان، آتاتورک گفت:

  برادر من، جناب اعلی حضرت! حالا حکایتِ ماست. قضیۀ مطبوعات و رفتار و رویۀ ماموران دولتی هم کمتر از حکایتِ این خانم طناز و گرگ نمی‌باشد. 

در هر رژیم حکومتی ـ اعم از دموکراسی یا دیکتاتوری، و یا استبدادی، برای زمامداران هیچ نیرویی قادر نخواهد بود که وسائل کنترل و نظارت بر مامورین دولتی را عملی نماید. حتی اگر برای هر یک‌نفر مامور دولت، یک پلیس مخفی گماشته شود ،باز هم ممکن است که آن‌دو نفر با یکدیگر تبانی کنند.

فقط باید مثالِ خانم طناز و گرگ را برای آنان عملی کرد و به مطبوعات که برای ماموران خطاکار دولت، به‌منزلۀ همان گرگ می‌باشند، اجازه داد که اعمال و رفتار ماموران را تحتِ کنترل و انتقاد قرار دهند . وقتی‌که در یک رژیم، مطبوعات آزاد باشند و بتوانند آزادنه انتفاد و عملیاتِ ماموران خلاف‌کار را عیب‌جویی نمایند، ماموران خاطی از ترس مطبوعات و رسوا شدن، قادر نخواهند بود که برخلافِ اصول و مقررات اقداماتی بكنند.»

راوی و شاهد این گفت‌وگو در پایان نقل این خاطره، از قول آتاتورک اضافه می‌کند:

  «در بدو تاسیس جمهوری در ترکیه، من هم مطبوعات را تحتِ کنترل قرار داده و اجازه نمی‌دادم که در امور دولتی و رویۀ ماموران انتقادی بكنند؛ ولی بعدا متوجه شدم که ادامۀ این رویه ممکن است که اساس و شالودۀ سازمانِ مملکتی را سُست و حد فاصلی بین دولت و مردم ایجاد نماید. 

بنابراین اجازه دادم مطبوعات حق داشته باشند و بتوانند در امور داخلی و انتقاد از اعمال ماموران ناصالح بنویسند. بالاخره این‌که به اعلی حضرت همایونی توصیه می‌کنم که پس از تشریف‌فرمایی به ایران، اجازه فرمایند که جراید و مطبوعات در امور داخلی و استفاده از عملیات سوء ماموران دولتی به بحث و انتقاد پرداخته و با قبول این رویه ملاحظه خواهید فرمود که اساس و پایۀ تشکیلات اداری تدریجا اصلاح شده و ماموران کمتر عملیاتِ خلاف را مرتکب خواهند شد. . .»
[روزها در پی سال‌ها، ناصر امینی]

بله! قصه چون بدینجا رسید، البته که تمام نشد. همان طور که می‌دانید رضاشاه در اواسط تیرماه 1313 از سفر ترکیه به ایران بازگشت. ارمغانِ این سفر بسیار ارزنده بود و کم و بیش رشد و توسعه و ساختن کارخانجات و اقدام به آبادانی کشور را در پی داشت. 

ولی، از شما چه پنهان که رضاشاه، توصیۀ آتاتورک و داستان زنِ طناز و گرگ و رمال را به‌دست فراموشی سپرد و شد آن‌چه که شد؛ و این حکایت البته که سر دراز داشت و دارد و بماند برای شب‌ و شب‌های دگر.



نوع مطلب : روزنوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ﻣﻦ ﯾﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ/طنز

تاریخ:پنجشنبه 1 مرداد 1394-06:26 ق.ظ

ﻣﻦ ﯾﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ/طنز


...
ﻣﻦ ﯾﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ، ﺍﻣﺎ ﮐﻤﯽ ﮔﺮﺍﻧﻢ
ﭼﻮﻥ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﺎﺷﺮﺍﻧﻢ

ﺩﺭﮐﻞ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﻢ ﺳﻮﺩ ﻭ ﭘﺮ ﺯﯾﺎﻧﻢ
ﻣﻦ ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻫﻞ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻢ

ﺯﯾﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﺴﺨﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺷﻤﺎﺭﮔﺎﻧﻢ
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﺎﻝ ﺯﺍﺋﻮ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺯﺍﯾﻤﺎﻧﻢ

ﯾﺎ ﻟُﻨﮓ ﻓﻴﻠﻢ ﻭ ﺯﯾﻨﮑﻢ ﯾﺎ ﮔﻴﺮ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻧﻢ
ﮔﻴﺮﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺠﻮﺯ ﻣﻦ ﯾﺎﺭ ﭘﻨﺪ ﺩﺍﻧﻢ

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻴﺰﯼ ﻫﺎ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﺷﺪ ﺩﻫﺎﻧﻢ
ﺍﻏﺮﺍﻕ ﺍﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﺭﺍﻧﺪﻣﺎﻧﻢ

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺪ ﮐﻤﺎﻧﻢ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺪﻩ ﻣﺠﻮﺯ ﺍﯼ ﺭﺍﺣﺖ ﺭﻭﺍﻧﻢ!

ﮔﻔﺘﺎ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﺩﻭﺍﻧﻢ
ﺩﺭ ﺗﻮ ﻋﻘﺎﯾﺪﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺯﻭﺭ ﻣﯽ ﭼﭙﺎﻧﻢ

ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ، ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ: ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ
ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﻨﻢ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ: ﺑﺮ ﻓﻼﻧﻢ

ﺍﺯ ﺣﺮف هاﯼ ﺍﻭ ﺳﻮﺧﺖ ﺗﺎ ﻣﻐﺰ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻢ
ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺑﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﺗﺮﺟﻤﺎﻧﻢ

ﻧﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻼﻓﻢ ﻧﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻣﮑﺎﻧﻢ
ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺍﻫﻞ ﻓﮑﺮﻡ ﻣﻨﻔﻮﺭ ﻃﺎﻟﺒﺎﻧﻢ

ﻓﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﻴﺎﻧﻢ
ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﺮ ﮐﻮﺯﺕ ﺷﺪ ﻣﻦ ﮊﺍﻥ ﻭﺍﻝ ﮊﺁﻧﻢ

ﻣﻦ ﻭﺍﺭﺙ ﭘﺎﭘﻴﺮﻭﺱ ﺍﺯ ﻣﺼﺮ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻢ
ﻫﻢ ﺧﺒﺮﻩ ﺩﺭ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﻢ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺩﺍﻧﻢ

ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺣﺮﻑ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎ ﺁن که ﺑﯽ ﺯﺑﺎﻧﻢ
ﻣﻦ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﻓﺎﺑﺮﯾﮏِ ﺟﺒﺎﺭ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺑﺎﻧﻢ

ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻢ ﺷﻨﻴﺪﯼ؟ ﺣﺎﻻ ﺑﺨﺮ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ
ﺍﺯ بس که ﺷﻌﺮ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻒ ﮐﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻫﺎﻧﻢ



نوع مطلب : مسائل تربیتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهر و مدارا

تاریخ:سه شنبه 30 تیر 1394-06:41 ب.ظ

مهر و مدارا


دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگ تر می دهند...
اما دو تکه سنگ هیچ گاه با هم یکی نمی شوند !
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،
فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه امکان بزرگ تر شدنمان نیز کاهش می یابد...
 
آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.
در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.
گاهی لازم است کوتاه بیایی...
گاهی نمی توان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست و عبور کرد.
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت



نوع مطلب : مسائل تربیتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آموزش از راه دور

تاریخ:پنجشنبه 18 تیر 1394-10:03 ق.ظ

آموزش از راه دور؛

یک آموزگار به هزاران دانش آموز

یک نهاد خیریه بین المللی در افغانستان با راه اندازی سیستم "آموزش از راه دور"، زمینه آموزش هزاران دانش آموز را در افغانستان فراهم کرده است.

آکسفام گفته که در نظر دارد به کمک این سیستم جای خالی آموزگاران را در مناطق دور افتاده افغانستان پر کند.


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لیک آزادی گرامی تر

تاریخ:پنجشنبه 11 تیر 1394-08:48 ق.ظ

لیک آزادی گرامی تر ، عزیز  


پشه ای در استکان آمد فرود 
تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود 
کودکی -از شیطنت- بازی کنان 
بست با دستش دهان استکان! 
پشه دیگر طعمه اش را لب نزد 
جست تا از دام کودک وا رهد 
خشک لب، می گشت
، حیران، راه جو 
زیر و بالا ، بسته هر سو راه او 
روزنی می جست در دیوار و در 
تا به آزادی رسد بار دگر 
هر چه بر جست تکاپو می فزود 
راه بیرون رفتن از چاهش نبود 
آن قدر کوبید بر دیوار سر 
تا فرو افتاد خونین بال و پر 
جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ 
لیک آزادی گرامی تر ، عزیز

 فریدون مشیری 



نوع مطلب : روزنوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخنانی کوتاه و پرمحتوا از امام حسن مجتبی علیه السلام

تاریخ:پنجشنبه 11 تیر 1394-08:13 ق.ظ

سخنانی کوتاه و پرمحتوا از امام حسن مجتبی علیه السلام  

با عرض تبریک فرخنده زادروز ایشان  


1. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : زهد چیست‌ ؟ فرمود :

 رغبت‌ به‌ تقوى‌ و بى‌ رغبتى‌ به‌ دنیا. 
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
------------------------------------
2. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : مروت‌ چیست‌ ؟ فرمود :

 حفظ دین‌ ، عزت‌ نفس‌ ، نرمش‌ ، احسان‌ ، پرداخت‌ حقوق‌ و اظ‌هار دوستى‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
------------------------------------
3. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : كرم‌ چیست‌ ؟ فرمود : بخشش‌ پیش‌ از خواهش‌ و اطعام‌ در قحطى‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
------------------------------------
4. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد : بخل‌ چیست‌ ؟ فرمود :

 آنچه‌ در كف‌ دارى‌ف شرف‌ بدانى‌ ، و آنچه‌ انفاق‌ كنى‌، تلف‌ شمارى‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 227)
------------------------------------
5.از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: بى‌ نیازى‌ چیست‌ ؟ فرمود :

 رضایت‌ نفس‌ به‌ آنچه‌ برایش‌ قسمت‌ شده‌ ، هر چند كم‌ باشد .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)

------------------------------------

6 . از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: فقر چیست‌ ؟ فرمود : حرص‌ به‌ هر چیز .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
------------------------------------
7. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: شرف‌ چیست‌ ؟ فرمود :

 موافقت‌ با دوستان‌ و حفظ همسایگان‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
------------------------------------
8. از امام حسن (ع) سؤال‌ شد: پستى‌ و ناكسى‌ چیست‌ ؟ فرمود : به‌ خود رسیدن‌ و بى‌اعتنایى‌ به‌ همسر .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 228)
------------------------------------
9. پناهنده‌ به‌ خدا آسوده‌ و محفوظ است‌ ، و دشمنش‌ ترسان‌ و بى‌یاور .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)
------------------------------------
10. از خدا بر حذر باشید با زیادى‌ یاد او ، و از خدا بترسید به‌ وسیله‌ تقوى‌ ، و به‌ خدا نزدیك‌ شوید با طاعت‌ ، به‌ درستى‌ كه‌ او نزدیك‌ است‌ و پاسخگو .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 229)

------------------------------------
11.بزرگى‌ كسانى‌ كه‌ عظمت‌ خدا را دانستند این‌ است‌ كه‌ تواضع‌ كنند ،

 و عزت‌ آن ها كه‌ جلال‌ خدا را شناختند این‌ است‌ كه‌ برایش‌ زبونى‌ كنند ،  

و سلامت‌ آن ها كه‌ دانستند خدا چه‌ قدرتى‌ دارد این‌ است‌ كه‌ به‌ او تسلیم‌ شوند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

معیارهای ارتقای شغلی معلمان

تاریخ:پنجشنبه 11 تیر 1394-04:10 ق.ظ

 معیارهای ارتقای شغلی معلمان

 
۱-آیا می دانیدحداکثر ثبت ضمن خدمت در کارگزینی ۱۰۰۰ساعت می باشد؟

۲-آیا می دانید هر ۲ساعت ضمن خدمت ۱۳۷۶ریال در حقوق تاثیر دارد؟

۳-آیا می دانید هر ۲ سال خدمت در منطقه کمتر توسعه یافته به یک طبقه ارتقاء خواهید یافت؟

۴-آیا می دانید کسانی که که رشته شغلی آن ها خدماتی است، بالاترین مدرک آن دیپلم می باشد؟

۵-آیا می دانیدحداکثر سابقه مدیر و معاونت در حق شاغل ۱۰ سال است؟

۶-ایا می دانید به ازای هر یک سال سابقه مدیریت و معاونت ۵/۵۲امتیاز که معادل ۶۳۳۶۷ریال در حقوق شخص حساب می گردد؟

۷-آیا می دانید با ۱۲ سال خدمت در منطقه کمتر توسعه یافته با مدرک لیسانس آخرین رتبه وطبقه را دریافت خواهید کرد؟

۸- قابل توجه مسئولان دوائر کار گزینی بانصب گزارش خام مخصوص کارگزینی تاریخ دقیق ارتقاء رتبه و طبقه کلیه پرسنل حقوق بگیر مشخص می شود. ضمنا گزارش ها در این سایت قابل دانلود می باشد

۹- آیا می دانید تنها ترین سایت تخصصی آموزش و پرورش کار گزینی با قابلیت دانلود انواع فرم www.apahkam.ir است؟ 
(اخبار آموزش و پروش)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آدم یا حاکم؟!

تاریخ:یکشنبه 7 تیر 1394-10:27 ق.ظ

آدم یا حاکم؟!

 

پدری با پسری گفت به قهر:
که تو آدم نشوی جان پدر!

حیف از آن عمر که ای بی سر و پا
در پی تربیتت کردم سر

دل فرزند از این حرف شکست
بی‌خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگى گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افکند به سراپای پدر

گفت: گفتی که تو آدم نشوی!
تو کنون حشمت و جاهم بنگر!

پیر خندید و سرش داد تکان
گفت: این نکته برون شد از در

من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر

"جامی"



نوع مطلب : مسائل تربیتی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :112
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
***